حسن حسن زاده آملى
27
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
حضيض و غائر و غور است و هجل و وهدة نشيب « 1 » يفاع و ربوة و تل است و نجد و هضبه فراز طعام خوردنى و فجل « 2 » ترب و ملح نمك * ارز « 3 » برنج و مرق شور با قلولى غاز قصيد مغز ستبر « 4 » است و رار مغز تنك * قديد كاك « 5 » و سمين فربه و طويل دراز مخيض دوغ و لبن شير و كزبرة گشنيز « 6 » * كراع پاچه « 7 » جبن « 8 » و بصل پنير و پياز قطيع دان رمه « 9 » جدى و عناق بزغاله * چنان كه معز « 10 » بزوضأن ميش و تيس نهاز « 11 » صغير خرد و حبارى شوات « 12 » و مخلب چنك « 13 » * حديد تيز و « 14 » مس چه ؟ فسان « 15 » و مقطع گاز ابوالمليح چكاوك « 16 » و راست قبرة نام * چو نسر كركس « 17 » و چون صقر چرخ و بازى باز
--> ( 1 ) هر پنج بمعنى نشيب است و نشيب بكسر اول و دوم فارسى است يعنى زمين و جاى پست و در مصرع دوم هر پنج بمعنى فراز است و فراز بفتح اول بر وزن نماز چند معنى دارد كه يكى از آنها بالا مقابل نشيب است كه در اينجا مراد است ( 2 ) فجل نيز صحيح است ( 3 ) ارز . ارز . ارز رز نيز صحيح است يعنى برنج خورد نى معروف ( 4 ) فارسى است يعنى غليظ و سخت و سطبر معرب آنست ( 5 ) كاك فارسى است يعنى گوشت خشك و معانى ديگر نيز دارد كه در اينجا مربوط نيست ( 6 ) تفصيل آن در قطعه ششم گفته شد ( 7 ) پاچه گاو و گوسفند ( 8 ) جبن و جبن نيز صحيح است ( 9 ) گله گوسفند و شتر ( 10 ) معز نيز صحيح است ( 11 ) بر وزن گداز بزبزى را گويند كه پيش پيش گله گوسفندان رود و پيش آهنگ آنها باشد از اينجهة بزرگان قوم را نهاز گويند ( 12 ) پرنده ايست بزرگ تر از مرغ خانگى و گردن آن درازتر از آن و گويند بسيار حيوان نادان و گول است كه در بلاهتة و نادانى ضرب المثل است بعضى گفته اند شوات وبوقلمون است . باشتباه رفته و بضم شين نيز صحيح است ( 13 ) چنگال ( 14 ) كارد و شمشير تيز و مانند آنها ( 15 ) فسان بر وزن زبان سنگى كه كارد و شمشير را بدان تيز كنند ( 16 ) بر وزن اتابك پرنده ايست خوش آواز اندكى بزرگتر از گنجشك و كاكل دار كنيه آن ابوالمسيح و اسم ان قبرة و قبر و قنبراء است و بعضى قنبرة نيز گفته اند ولى فصيح نيست و بعضى بكسرچ چكاوك نيز گفته اند ( 17 ) مرغ شكارى مردارخوار ( معروف است ) .